خلوتی با صفایی جندقی
شمارهٔ ۳۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نیست عشاق تو را در دو جهان دادرسیورنه داریم ز بیداد تو فریاد بسی
۲
چه گشایم بر بیگانه زبان از غم دوستکآشنا نیست به افسانه ما گوش کسی
۳
رازم از دیده برون میفکند همره اشکبایدم جست به جز دل پس از این همنفسی
۴
سیر گلشن چو قرین با غم گلچین نگرمخوشتر از گوشه دامی نه و کنج قفسی
صفحهٔ ۱ از ۳