خلوتی با صفایی جندقی
شمارهٔ ۳۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز رخ برداشت دوش آن مه جلیلیتجلی کرد بر رویم سهیلی
۲
از آن رو روز من چون شب سیه شدبه روز آوردم از غم طرفه لیلی
۳
به چرخم خاست ز آه سینه ابریبه خاکم ریخت ز آب دیده سیلی
۴
مرا تنها روا نبود ملامتکه دارم در فراقش وای و ویلی
صفحهٔ ۱ از ۳