شعر را زندگی کن
خلوتی با صفایی جندقی

بند ۳۱

ترکیب ۱۱۴بندی عاشورایی

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زین برق شعله‌بار که در بحر و بر فتادآتش نهان و فاش به هر خشک و تر فتاد
۲
پهلو تهی کنند زمین و آسمان همهاز حمل این بلیه که کوه از کمر فتاد
۳
ای نخل نینوا چه نهالی تو کز نخستجان بود و سر به پای تو هر برگ و بر فتاد
۴
زین داستان دو سوی فلک صبح و شام بینکش جای اشک از مژه خون جگر فتاد
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth