خلوتی با صفایی جندقی
بند ۳۲
ترکیب ۱۱۴بندی عاشورایی
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اکنون سپهر خاک سیه ریخت بر سرمکافکند بر زمین ز سر آن طرفه افسرم
۲
از بس مرا وسیلهٔ حیرت شد این حدیثگویی هنوز نامده قتل تو باورم
۳
با آنکه پیش چشم من افتادهای به خاکباز این صور به مد نظر درنیاورم
۴
تن بر زمین طپان و سرت بر سنان ولیحاشا که من گمان چنین حالها برم
صفحهٔ ۱ از ۴