خلوتی با صفایی جندقی
بند ۳۳
ترکیب ۱۱۴بندی عاشورایی
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دردا که سربرهنه چو خورشید از این درمدشمن برد علانیه کشور به کشورم
۲
مژگان به چشم خنجرم آید به خون و خاکآغشتهات چگونه بدینحال بنگرم
۳
نز خصم رخصتم که به بر گیرمت چو خاکخاکم به فرق باد که از خاک کمترم
۴
نز چرخ مهلتی که زمانی به اشک خویشاین گرد و خاک و خون ز جبین تو بسترم
صفحهٔ ۱ از ۴