خلوتی با صفایی جندقی
بند ۳۶
ترکیب ۱۱۴بندی عاشورایی
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کاش آن زمان که نهب نمودند لشکرمدشمن ربوده بود سرم جای زیورم
۲
پرواز سیر و باغ تو را دارم آرزووین دامگه نه بال بهجا ماند و نه پرم
۳
بر آتش فراق تو سندان و سنگ بودورنه گداختی سر و پا چار گوهرم
۴
کاش آن شرر که سوخت خیام تو سوختیچون تار و پود خیمه سراپای پیکرم
صفحهٔ ۱ از ۴