شعر را زندگی کن
خلوتی با صفایی جندقی

بند ۳۷

ترکیب ۱۱۴بندی عاشورایی

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کای باب زار بی‌کس مظلوم و مضطرمای شاه بی‌پناه و علمدار لشکرم
۲
گفتم مکن شتاب و زمانی درنگ دارتا جان خویش بهر تو در توشه آورم
۳
رفتی و گوئیا که نبودی در این خیالکز بعد من چه بگذرد آیا به دخترم
۴
او در رخ تو کام‌روا من اسیر شامرشک ار برم رواست به مرگ برادرم
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth