شعر را زندگی کن
خلوتی با صفایی جندقی

بند ۳۸

ترکیب ۱۱۴بندی عاشورایی

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کآیا تو نیستی پدر مهرپرورملختی فزون نرفته که رفتی خود از برم
۲
چاکم به دل که زد به تن این زخم‌ها تو رااز تن سرت که کرد جدا خاک بر سرم
۳
دشمن عبث به نعش تو رهبر نشد مرادانست کاین حدیث عجب نیست باورم
۴
ای مرغ پرشکستهٔ وامانده ز آشیانشهباز سربریدهٔ بی‌بال و بی‌پرم
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth