شعر را زندگی کن
خلوتی با صفایی جندقی

بند ۱۰۴

ترکیب ۱۱۴بندی عاشورایی

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بر اشک او مکین و مکان بوم و بر گریستسامان شام را همه دیوار و در گریست
۲
ناگه چو شمع صبحگهی سر به پای بردخوابش ربود و باز فرو جست و درگریست
۳
کای وا دریغ کو پدرم شد دگر چرااز سر گرفت ناله و این ره بتر گریست
۴
گویی پدر به خواب وی آمد که محو و ماتدر جستجو برآمد و نظاره گر گریست
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth