شعر را زندگی کن
خلوتی با صفایی جندقی

بند ۱۰۵

ترکیب ۱۱۴بندی عاشورایی

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بر حال آن صبی نه همان طشت زر گریستنه طشت واژگون فلک سر به سر گریست
۲
پیچید زین رزیه به خود و اینقدر گداختغلطید زین قضیه به سر و آنقدر گریست
۳
کاو یک طرف فتاد و سر از کف به یک طرفنشگفت گر به حالت آن طفل سر گریست
۴
آبش به خاک در شد و نازش به باد رفتجان بر به جای اشک روان از بصر گریست
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth