خلوتی با نظام قاری
شمارهٔ ۳ - آغاز داستان
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بهار آمد و کتان بجنک مویئنهکشید از سپه خویشتن تمام حشر
۲
نوشت نامه باتباع خویشتن مخفیکه رخت حزم بپوشید هان زهر کشور
۳
که پوست پوش ددی چند بهر کینه مادوان بدامن خارای کوه بسته کمر
۴
فتاده از یقه واپس قفاخور همه خلقبزیر جامیها دائما یکی بزبر
صفحهٔ ۱ از ۵