شعر را زندگی کن
خلوتی با نظام قاری

شمارهٔ ۴ - در آگاهی یافتن لشکر موئینه از محاصره کتان

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
وشق بکیش چو این قصه گفت گرمانهزخشم بر تن وی موی گشت چون خنجر
۲
بطیره گفت کتان کرده است این خنکیمنش زهم بدرم تا شود هباوهدر
۳
که باشد او بجهان باردلت انبانیکه دستمال زن و مرد هر دو شد یکسر
۴
کسی کجاست بگوید بآن چنان تن سستکری نهاده برو پیش هر کسی شده تر
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth