شعر را زندگی کن
خلوتی با نظام قاری

شمارهٔ ۱۰۶ - سلمان ساوجی فرماید

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دوش در سودای زلف و چشم جانان بوده امشب همه شب تا سحر مست و پریشان بوده ام
۲
در جواب آن
۳
برنهالی مجرح دوش غلطان بوده امتا سحر با جامه خواب افتان و خیزان بوده ام
۴
با نگارستان زیلوو حصیر زرفشانکه ببستان جلوه گر که در گلستان بوده ام
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth