شعر را زندگی کن
خلوتی با میرزا حبیب خراسانی

شمارهٔ ۳۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زردی برگ خزان عکس رخ زرد من استنیز سرمای زمستان ز دم سرد من است
۲
آسمان نیز که گه خندد و گه گرید زاردر غم و شادی از آنست که همدرد من است
۳
بر تر از طارم افلاک کزین توده خاککامی آن سو ننهد همت نامرد من است
۴
دشمن خویش منم نیست کسی چیره بمنبجز این اهرمنی خو که هما ورد من است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth