خلوتی با میرزا حبیب خراسانی
شمارهٔ ۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما را بشیخ شهر سوال و جواب نیستزیرا که در میانه حساب و کتاب نیست
۲
تو میروی بمسجد و من سوی میفروشای نور دیده جای عتاب و خطاب نیست
۳
گوئی که حق عذاب کند گر خوری شرابعذب است اگر عذاب کند حق، عذاب نیست
۴
من سالها بمسجد و میخانه بوده امجز در سرای پیر مغان، فتح باب نیست
صفحهٔ ۱ از ۳