خلوتی با میرزا حبیب خراسانی
شمارهٔ ۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
قسم تو اگر بیش بود کم شدنی نیستور کم بود افزون تر از آن هم شدنی نیست
۲
با دست قضا پنجه مزن خواجه بدین دستبازو چه کنی رنجه، کمان خم شدنی نیست
۳
دانی که چه مقصود بود بیخردان را؟بیمایه بزرگی که بعالم شدنی نیست
۴
اندیشه مکن نظم جهان را که در این کارمن کرده ام اندیشه، منظم شدنی نیست
صفحهٔ ۱ از ۳