خلوتی با میرزا حبیب خراسانی
شمارهٔ ۶۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
امروز جمال تو طرح دگر افتاده استچین و شکن زلفت آشفته تر افتاده است
۲
آشفته و ژولیده سرگشته و شوریدهپیچان و پریشیده بر یکدگر افتاده است
۳
هی چین و شکن بینم از زلف تو از هر سوکاندر پس یکدیگر زیر و زبر افتاده است
۴
یک نیمه بچین اندر بر فرق و جبین اندریک نیمه از آنسوتر بر پشت سرافتاده است
صفحهٔ ۱ از ۲