خلوتی با میرزا حبیب خراسانی
شمارهٔ ۶۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یک امشبی که توئی در برابرم سرمستگمان مبر که خبر از وجود خویشم هست
۲
نشسته ای تو، من و شمع ایستاده بپایتو مست باده و من مست چشم باده پرست
۳
قسم بجان تو کز جان و از جهان برخاستهر آنکه یک نفس از روی عیش با تو نشست
۴
نهاد دل بتو و از همه جهان برداشتگشاد در بتو و بر رخ دو عالم بست
صفحهٔ ۱ از ۲