خلوتی با میرزا حبیب خراسانی
شمارهٔ ۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما روی بمیخانه و زاهد بحجاز استاین کعبه حقیقی است گر آن قبله مجاز است
۲
این رشته چسان میگسلد یکسر پیوندبر دست نیاز است و یکی در کف ناز است
۳
از وی همه آزادگی و کبر و غرور استاز ما همه بیچارگی و عجز و نیاز است
۴
گیرم که رها گردد از آن دام سر زلفمرغ دلم از چشم تو در چنگل باز است
صفحهٔ ۱ از ۲