خلوتی با میرزا حبیب خراسانی
شمارهٔ ۹۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عشق است که اندر دو جهان راه نجات استبحریست که یک چشمه از آن آب حیات است
۲
بحر است و چه بحر است نه قلزم نه محیط استشط است و چه شط است نه جیحون نه فرات است
۳
دارای جهان است که بالای جهانستبیرون ز جهانست که افزون ز جهات است
۴
آبی است که جاری بوهارات و تلال استروحی است که ساری بجمادات و نبات است
صفحهٔ ۱ از ۱