خلوتی با میرزا حبیب خراسانی
شمارهٔ ۹۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کس نیست که از لعل تو دشنام شنیده استوز حسرت آن لب، لب خود را نگزیده است
۲
رخ سرخ و لبت سبز و کبود است و بگور استآن روی که بوئیده و آن لب که مکیده است
۳
آن لعل ز گفتار بگو بهر چه رفته استو آن رنگ ز رخسار بگو از چه پریده است
۴
می خورده و ساغر زده و عربده کردهبیخود شده وز خانه ببازار دویده است
صفحهٔ ۱ از ۳