شعر را زندگی کن
خلوتی با میرزا حبیب خراسانی

شمارهٔ ۱۱۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گفتم از لعل لبت یک بوسه، گفت آری شودلیک با صد خواری و زاری بدشواری شود
۲
گفتمش بوسیدم از مستی لبت صد بار، گفتهر چه در مستی شود آخر بهشیاری شود
۳
گفتمش در خواب دیدم در بری دوشینه، گفتبختت ار بیدار گردد هم ببیداری شود
۴
گفتم از جور خیالت خانه دل شد خرابگفت چون گردد خراب اینخانه معماری شود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth