خلوتی با میرزا حبیب خراسانی
شمارهٔ ۱۲۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شیخ و زاهد را خمیر از سبحه صد دانه بودطینت میخوارگان نیز از گل پیمانه بود
۲
در ره سعی و طلب عقل نخستین کز ازلزد قدم در کوی عشقش، یک دل دیوانه بود
۳
از ازل چندین همه بعد مسافت تا ابدپی سپار یک قدم از همت مردانه بود
۴
از زبان شمع روشن شد که در بزم شهودنقش سیمرغ تجلی بر پر پروانه بود
صفحهٔ ۱ از ۳