خلوتی با میرزا حبیب خراسانی
شمارهٔ ۱۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شب دوشین که روز فرهی بودمرا در بر یکی سر و سهی بود
۲
شبی تاریک و خفته چشم اغیارتو گفتی گیتی از مردم تهی بود
۳
نه کس را آگهی بود از شب مانه ما را از شب کس آگهی بود
۴
شبی خوش بود وقتی نغزصد حیفکه عیبش همچو عمرم کوتهی بود
صفحهٔ ۱ از ۱