خلوتی با میرزا حبیب خراسانی
شمارهٔ ۱۵۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حلقه بر هر در زدم دیدم در میخانه بوددر کفم هر سبحه کافتاد از گل پیمانه بود
۲
جلوه گر از چهره پیر مغان دیدم عیاننقش هر صورت که اندر کعبه و بتخانه بود
۳
پرتوی از نقطه دانش در این بیدانشانیک حقیقت دیدم و چندین هزار افسانه بود
۴
چون فنای عاشقانرا شاه جان پروانه دادسوخت صد پروانه و یک شمع را پروانه بود
صفحهٔ ۱ از ۲