شعر را زندگی کن
خلوتی با میرزا حبیب خراسانی

شمارهٔ ۱۷۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دوش ترک مست ما با طره آشفته بودچهر گلگونش بسان سرخ گل، بشکفته بود
۲
نرگس مستانه اش از بیخودی تا نیمه شبنیمه ای بیدار بود و نیم دیگر خفته بود
۳
پسته خاموش او با باده نوشان خرابدر مقام بیخودی ناگفتنی ها گفته بود
۴
می کشید و رام شد از سرکشی آرام شدنیمه شب آشفته و وقت سحر آلفته بود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth