شعر را زندگی کن
خلوتی با میرزا حبیب خراسانی

شمارهٔ ۱۷۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چشم مست تو مگر باز چه در سر داردترک سرمست چرا دست بخنجر دارد
۲
باز باد سحر آشفته سخن میگویدخبری گوئی از آن جعد معنبر دارد
۳
نکشد منت دور فلک مینا رنگهر که یکجرعه می ناب بساغر دارد
۴
ما نظر بر لب جام می ناب و زاهدچشم امید بسر چشمه کوثر دارد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth