شعر را زندگی کن
خلوتی با میرزا حبیب خراسانی

شمارهٔ ۱۷۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
این همه آشوب و غوغا بر سر کوی تو چندکشته ها بر روی هم در حسرت روی تو چند
۲
خانه ها ویرانه در سودای عشقت تا بکیعقلها دیوانه در زنجیر گیسوی تو چند
۳
خانه چندین مسلمان شد خراب از جور توای ستمگر کافری در زلف هندوی تو چند
۴
ای بسا سر از غم روی تو شد در پای دلفتنه جوئی در جهان از چشم جادوی تو چند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth