خلوتی با میرزا حبیب خراسانی
شمارهٔ ۱۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بهار شد که جهان خرمی ز سر گیردجهان جوان شود و رونقی دگر گیرد
۲
خوش آنکه بر لب جو با نگار دل جوئیدماغ تر کند و جام باده در گیرد
۳
نسیم باد بهاران بر آتش دل منچو آتشی است که در چوب خشک در گیرد
۴
اگر ز سیم و زرش کیسه ای پر است چو جامدرون کاسه سیمین بآب زر گیرد
صفحهٔ ۱ از ۲