خلوتی با میرزا حبیب خراسانی
شمارهٔ ۱۸۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عشق آمد و یکباره ز خود بی خبرش کرداز زلف پریشان خود آشفته ترش کرد
۲
عشق آمد و درخاطر او رنگ وفا ریختاز حال دل غمزدگان باخبرش کرد
۳
آن زلف که یک موی نبودش بخطا کارعشق آمد و برهم زد و زیر و زبرش کرد
۴
زد چنگ بدان طره موزون منظمصد حلقه و صد سلسله بر یگدگرش کرد
صفحهٔ ۱ از ۱