شعر را زندگی کن
خلوتی با میرزا حبیب خراسانی

شمارهٔ ۱۸۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای گشته یک امروز تو از محفل ما دوراز دوری تو رفته ز چشم و دل ما نور
۲
رنجی نرسد بر تن و جان تو اگر چنداز دوری تو جان و تن ما شده رنجور
۳
هرسو که کنی مجلس و هر جا که کنی بزمبزم تو نکو، وقت تو خوش، جای تو معمور
۴
وقتست که باز از در مجلس بدر آئیبا طره آشفته و با نرگس مخمور
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth