شعر را زندگی کن
خلوتی با میرزا حبیب خراسانی

شمارهٔ ۲۳۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر تو می در خواب خوردی، ما به بیداری زنیمدر سر بازارها با ترک بازاری زنیم
۲
غمزه مستانه اش ما را کند رسوای شهرگر بدور چشم ساقی لاف هشیاری زنیم
۳
خانه بلغار است و مشکو تبت آنساعت که ماباده مشکین بروی ترک بلغاری زنیم
۴
خرقه سالوس ما دیشب برهن باده رفتگام تا کی در ره زهد و نکوکاری زنیم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth