خلوتی با میرزا حبیب خراسانی
شمارهٔ ۲۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زر چه باشد که نثار کف پای تو کنمکه سر آن قدر ندارد که فدای تو کنم
۲
سروزر، یا دل و جان، هر چه بگنجینه مراستبوفای تو نیرزد که بهای تو کنم
۳
بس عزیز است و گرانمایه مرا عمر عزیزلیکن آن عمر که در کار وفای تو کنم
۴
گر برای من دلخسته رود دور فلکطوق و یاره زمه و مهر برای تو کنم
صفحهٔ ۱ از ۲