خلوتی با میرزا حبیب خراسانی
شمارهٔ ۲۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بر در میخانه امشب بزم نو آئین کنمخاک ره بر هر دو چشم شیخ کوته بین کنم
۲
محتسب بشکست اگر جام سفالین مراساغر می را برغم چشم او زرین کنم
۳
ناصح از مستی زمن گر توبه میخواهد، بچشمچون بهوش آیم بفرصت ساعتی تغیین کنم
۴
زان می تلخم بپیما یکدوجام خسرویکز لب لعلش هزاران قصه شیرین کنم
صفحهٔ ۱ از ۲