شعر را زندگی کن
خلوتی با میرزا حبیب خراسانی

شمارهٔ ۲۷۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رفتی و رخ خوب تو را سیر ندیدیماز گلشن حسن تو گلی تازه نچیدیم
۲
این لقمه بکام دگران بود، چرا مااز حسرت او این همه انگشت مزیدیم
۳
اغیار زلعل تو دو صد بوس ربودندما خود لب خود را بصد افسوس گزیدیم
۴
مرغان همگی آمده در دام فتادندسنگی بپر ما زدی از بام پریدیم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth