شعر را زندگی کن
خلوتی با میرزا حبیب خراسانی

شمارهٔ ۲۷۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در کوی دوست با غم و باشیون آمدیمبی مرحبا بدادن جان و تن آمدیم
۲
عشاق جمله گر تن بی پیرهن شدندما را ببین که پیرهن بی تن آمدیم
۳
ای کدخدای ده نظزی کن بر این گداکاخر نه بهر خوشه بر خرمن آمدیم
۴
ما را نه حسرت است بگلچین نه باغبانما خود زبهر دیدن این گلشن آمدیم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth