خلوتی با میرزا حبیب خراسانی
شمارهٔ ۲۸۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سبحه را دیشب بشیخ شهر بردم ارمغانجان و ایمان را نثار حضرت پیر مغان
۲
شیخ شهر ار برد تسبیح از کف من باک نیستبعد از این زنار بندم از دل و جان بر میان
۳
من ندانم جز زیان سودی در این بازار زهدشیخ و زاهد را مبارک باد این سود و زیان
۴
سالها پوشیده ام، جز زرق و تزویر و ریانیست خیری اندر این دستار و در این طیلسان
صفحهٔ ۱ از ۲