خلوتی با میرزا حبیب خراسانی
شمارهٔ ۲۹۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر نیستی از عاشقان از عاشقی افسانه کنخون دل از چشمت روان نبود، اناری دانه کن
۲
از باده عشقت اگر ذوقی نیامد در جگرباری بتقلید و سمر یک ناله مستانه کن
۳
بر سنگ زن پیمانه را در هم شکن در دانه راویرانه ساز این خانه را با خانه در ویرانه کن
۴
هم شیشه بر خار افکن هم خیمه بر صحرا فکنهم رخت بر دریا فکن هم خوی با دیوانه کن
صفحهٔ ۱ از ۲