خلوتی با میرزا حبیب خراسانی
شمارهٔ ۲۹۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
وقت سحر آمد ، هله ترتیبِ سحر کن،آرایش این بزم بآئین دگر کن
۲
یک نیمه بخوابند و دگر نیمه بمستییاران قدح کش همه را باز خبر کن
۳
آن تاج مکلل بگهر، باز بسر نهوان پیرهن دیبه زر تار، ببر کن
۴
آن زلف که آشفته شد از خواب شب دوشسرگشته و برگشته همه یک بدگر کن
صفحهٔ ۱ از ۲