شعر را زندگی کن
خلوتی با میرزا حبیب خراسانی

شمارهٔ ۳۳۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رفتم بدر پیر خرابات تو بودیرفتم بدر شیخ مناجات تو بودی
۲
در کعبه و در دیر بهر مامن و مسکنچون حلقه زدم، قبله حاجات تو بودی
۳
عالم همه دیدم که بجز اسم و صفت نیستنیکو نگرستم همه را ذات تو بودی
۴
گیتی همه را در عدم صرف بدیدمنفی همه را صورت اثبات تو بودی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth