خلوتی با میرزا حبیب خراسانی
شمارهٔ ۱۰ - برای دوست مسافری سروده شده است
مدایح
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای بسته رخت و عزم سفر کرده زین دیاریک کاروان دل پی او گشته رهسپار
۲
او همچون مهر کرده غروب و ستارهوارما را سپید در ره او چشم انتظار
۳
گر نیست آفتاب فلک پوی از چه رویبر پشت چرخ گشته سوار آفتابوار
۴
گر مرکبش نه چرخ بود از چه رو چو چرخبگرفته آب و آتش و باد اندرو قرار
صفحهٔ ۱ از ۹