خلوتی با کوهی
شمارهٔ ۱۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوشم از غیب میرسید خطابکه ز درد درون بنوش شراب
۲
گفتم ای جان جمله جانهاخوردن می کجا است رای ثواب
۳
گفت هی هی غلط چرا کردینیست جز جام و باده روح حجاب
۴
جزو کل چون شنید وصل دلمناله کردم که هی بیا به شتاب
صفحهٔ ۱ از ۴