شعر را زندگی کن
خلوتی با کوهی

شمارهٔ ۱۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دارم از خان وصال یار امید نصیبزانکه از گلزار میباید نصیب عندلیب
۲
تا نکوئی نیست واقف یار از راز دروننیک می داند دوای درد رنجوران طبیب
۳
او است کز هر دیده می بیند جمال خویشراحسن خود می بیند و در خویش میماند عجیب
۴
حق نکه میداردت در هر کجا باشی بحفظگر نمی دانی بخوان تو معنی اسم الرقیب
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth