شعر را زندگی کن
خلوتی با کوهی

شمارهٔ ۲۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل چو شستم ز غیر نقش ادبگفت ما را ز لوح صاد طلب
۲
چون ز اصل و نسب شدم فارغگفت لایق شدی بما فارغب
۳
اولم باده داد و سرخوش کردبعد از آنهم نهاد لب بر لب
۴
بوسها داد بر دهان دلمبا لب خویش داشت عیش و طرب
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth