خلوتی با کوهی
شمارهٔ ۲۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ظل ممدود سر زلف تو چون بر سر ماستز آفتاب رخت ای جان همه نور است و صفاست
۲
غیر خورشید جمال تو نه بیند دگریاز مه روی تو چون دیده جانها بیناست
۳
تا بگویم صفت عشق تو را موی به مویبر سر موی من از تن به زبانی گویاست
۴
اختلافات بسی هست بصورت ای دلهستی اوست به تحقیق که در من پیداست
صفحهٔ ۱ از ۲