شعر را زندگی کن
خلوتی با کوهی

شمارهٔ ۵۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زلف شبرنگ تو سر حلقه درویشان استمردم چشم خوشت پیر سیه پوشان است
۲
درخرابات مغان رفتم و دیدم خندانلعل سیراب لبش ساقی میخواران است
۳
قبله هر دو جهان روی چو خورشید شماستطاق ابروی تو محراب دل رندان است
۴
چشم جان از رخ او روشن و نورانی شدزانکه محراب خداوند دل انسان است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth