شعر را زندگی کن
خلوتی با کوهی

شمارهٔ ۵۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن مه ترک چون گل خنده زنان دی بدمستقدح باده چو لعل لب خونخوار بدست
۲
از دل سوخته پیشش چو کباب آوردیمکام او سوخت لبش گفت کبابی گرم است
۳
گفتم ای جان جهان سوختم از هجر تو منگفت بی ما منشین با توام از روز الست
۴
تاحدیث از لب آن ساقی جان بشنیدمروح من مست شد و شیشه دلدار شکست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth