خلوتی با کوهی
شمارهٔ ۶۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سواد اعظم آن خال سیاه استسواد الوجه او آنجا گواه است
۲
ز عکس خال آن خورشید رخسارفراوان داغها در جان ما هست
۳
بر آن دانه و آن خط و خالشز سوز سینه ما دود آه است
۴
لبش از خون دلها می خورد میاز این دو چشم مستش در نگاه است
صفحهٔ ۱ از ۲