خلوتی با کوهی
شمارهٔ ۷۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ساقی بجام باده گلرنگ در صباحدر صحن بوستان ز کرم گفت الصلاح
۲
تا آفتاب طلعت ساقی طلوع کردکردیم دیده بر رخ خورشید افتتاح
۳
با روح او که گفت الست بربکمجانم چشید از لب ساقی روح راح
۴
تا طفل جام لعل لبش شیر گیر شدمن یافتم ز چنگ سگ نفس بدفلاح
صفحهٔ ۱ از ۲