خلوتی با کوهی
شمارهٔ ۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
برداشتیم از کف ساقی روح راحدرجام آفتاب می لعل هر صباح
۲
شادیم وخرمیم ز صبح ازل مدامچونکرده ایم دیده بروی تو افتتاح
۳
ساقی ز روی ما و منی همچو آفتابمیگوید از کرم دو جهانرا که الصلاح
۴
از بطن آفتاب بزدایم ما همهخورشید را چو ماه در آورد در نکاح
صفحهٔ ۱ از ۲